تبلیغات
كانون فرهنگی هنری شلمچه - دلنوشته ها

كانون فرهنگی هنری شلمچه
 
Cultural center city Shalamcheh estahban
بارالها.اجلم راتوبه تاخیرانداز *چندروزیست دلم تنگ محرم شده است.خدایامهلتم دادی محرم آمدورفت ولی نه ازدلتنگیم کم شدنه درکش  کردم به داددلم برس
29/10/1389
--------------------------------------------------------------------------------
"تخریب چی" اینجا کسی برای شما گریه میکند دارد برای خاطره ها گریه میکند وقت نماز مادر دلتنگت ای عزیز با چشم خیس وقت دعا گریه میکند پاشید آب پشت سرت موقع سفر که میبری توان مرا...گریه میکند تو گریه میکنی به امید شهادتت ...و خواهرت بدون صدا گریه میکند تخریب چی میشوی و خیز میزنی قلبی برای دست جدا گریه میکند تر کش درون جمجمه ات داد میزند ...وهمسرت به رسم وفا گریه میکند هم ترکشی شدی و کمی موج انفجار زیرا گلوله ای به هوا گریه میکند تا آخرین گلوله ی خود جنگ میکنی حالا تمام قافیه ها گریه میکند بر خاک غلت میزنی و _:نه نفس بکش! والله کودک تو،"رضا" گریه میکند *** ده سال رفت بعد تو از جبهه آمدی خواهر زشادی اش به خدا گریه میکند یک ساعت مچی و پلاک و سه استخوان مادر به یاد خاطره ها گریه میکند .(فرهاد علیزاده از تبریز)
20/09/1389
--------------------------------------------------------------------------------
کاش من هم زمان جنگ بودم.کاش بودم و گمنام همراه با دوستانم شهید میشدم این راه رفتنی را با دوستانم میرفتم کاش کاش کاش.چه میتوان گفت.جوان پاک است بی الایش است بی گناه است تا پاک است برود خوب است بماند که چه در این دنیا با این همه زرق و برق با این همه دلبستگی.میگویند نباید دلبسته شوی سخت است میگویند نباید گناه کنی سخت است.هنوزهم در باغ شهادت باز است انشا الله لایغ شویم برای رفتن گمنام گمنام.التماس دعا
17/09/1389
--------------------------------------------------------------------------------
چه می فهمیم شهادت چیست مردم؟ شهید و همنشین چیست مردم؟ تمام جستجومان حاصلش بود:شهادت اتفاقی نیست مردم
09/09/1389
--------------------------------------------------------------------------------
نازم به نگاهت که همین ناز بس است. آسمونیهای عزیز ؛ میدونم لیاقت گمنامی ندارم ولی قسمتون میدم به مادر سادات فرصت قدم گذاشتن توی صحرایی که هنوز لاله های عاشق پهلو شکسته ، سر زیر خاک دارنو بهم بدین.
30/08/1389
--------------------------------------------------------------------------------
نمیدونم چراهرچی میخوام اونطوری بشم که خدام میخواد,نمیتونم.یعنی تاوسطای کار میرم ولی گیر میکنم.من عاشق شمام ای شهدا.به شلمچه هم اومدم ولی هنوزم آدم نشدم.خواهش میکنم توفیق باشما بودن رو برام ازخدا طلب کنید.
24/08/1389
--------------------------------------------------------------------------------
شهدا جای شما خالی ، ببینید بانام شما چه بازیی راه انداختند.جای شما خالی ، ببینید چه هشت ماه دفاع مقدسی داشتیم و باچه خمپاره های تحمت و شایعه ای پسر حضرت زهرا(س)را می زدند و جای شما خالی ببینید بسیجی هایی که امام (ره)را ندیده بودندچه زیبا پای او ایستادند. (محمد ره انجام)
23/08/1389
--------------------------------------------------------------------------------
آن روزها دروازه ای برای شهادت داشتیم..اما امروز معبری تنگ......هنوز هم برای شهادت فرصت هست دل راباید صاف کرد.(مقام معظم رهبری)
22/08/1389
--------------------------------------------------------------------------------
عاشقان را عشق بازی عیب نیست، پرکشیدن در بی نیازی عیب نیست
22/08/1389




التماس دعا




طبقه بندی: شهدا، 
برچسب ها: خواهر، فرهاد، گمنام، شلمچه، شهید، خاطره، گریه، تخریب، دوستان، شهادت،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط سید محمد اسماعیل تابعی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : مقتدر مظلوم
  • قالب مذهبی
  • مقتدر مظلوم